ابزار وبمستر

باران عشق

باران عشق

صفحه اصلی | پست الكترونيك | آرشیو مطالب | پروفایل نویسنده | قالب وبلاگ |


حرف دل نویسنده

 


آمار


موزیک بی کلام

با هر بار ورود شما به سایت ، یکی از 6 موسیقی بیکلام موجود پخش میشود و بعد از اتمام آن ، سایر موسیقی ها پخش خواهد شد


طراح قالب


Pichak
Powered By
BLOGFA


خسته ام

 

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی

بشنود یک نفر از نامزدش دل برده

مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی

که به پرونده ی جرم پسرش برخورده

 

خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ

بین دعوای پدر مادر خود گم شده است

خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق

که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است

 

خسته مثل پدری که پسر معتادش

غرق در درد خماری شده فریاد زده

مثل یک پیرزنی که شده سرباز عروس

پسرش پیش زنش بر سر او داد زده

 

خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم

دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است

مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند

زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است

 

خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه

که کسی غیر پرستار سراغش نرود

خسته ام بیشتر از پیر زنی تنها که

عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود

 

خسته ام ! کاش کسی حال مرا می فهمید

غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است

شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید

در پی معجزه ای راهی مشهد شده است


علی صفری

نوشته شده در سی ام آذر 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


گرمترین پناهگاه جهان


وقتی در شب راه می‌رفتم

و در جستجوی پناهگاه گرمی بودم

از کنارم گذشت

گفتم :

هی نگاه کن ! روی مژه‌هایت دانه‌های برف ریخته است

و او گفت :

این برف نیست

پرهای بالشی است که خدا در آسمان تکانده است

و سپس لبهای خندانش را گشود

تا برفی را فوت کند

و ما هر دو خندیدیم

بعد به چشمانش نگاه کردم

و دیدم که چشمانش ، گرمترین پناهگاه جهان است ...

شل سیلور استاین

 

نوشته شده در بیست و پنجم آذر 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ


ﮐﺒﺮﯾﺎﯼ ﺗﻮﺑﻪ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻦ ﭘﺸﯿﻤﺎنی ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻫﺮ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﺗﺮﺱ جای ﻋﺸﻖ ﺟﻮﻻﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺷﮏ ﺟﺎی ﯾﻘﯿن

ﺁﺑﺮﻭﺩﺍﺭﯼ ﮐﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ! ﻣﺴﻠﻤﺎنی ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﺧﻠﻖ ﺩﻟﺴﻨﮓﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺑﺮﻡ

ﺑﺸﮑﻨﯿﺪﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ! ﺩﺷﻨﺎﻡ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﯾﻮﺳﻒ ﺍﺯ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﺼﺮﯾﺎﻥ ﺩﻟﺴﺮﺩ ﺷﺪ

ﻫﻔﺘﺼﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻣﯽﺑﺎﺭﺩ ! ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﻧﺴﻞ ﭘﺸﺖ ﻧﺴﻞ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﭘﺲ ﻣﯽﺩهیم

ﺩﯾﮕﺮﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ

ﺑﺮ ﺳﺮ ﺧﻮﺍﻥ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻔﺮ ﻧﻌﻤﺖ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ

ﺳﻔﺮﻩﺍﺕ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﻦ ﺍﯼ ﻋشق ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺑﺲﺍﺳﺖ...

فاضل نظری

نوشته شده در بیست و یکم آذر 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


مثل خواب دم صبح


در دل من چيزي است...

مثل يك بيشه نور ، مثل خواب دم صبح

و چنان بي تابم ، كه دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت ، بروم تا سر كوه

دورها آوايی است ، كه مرا مي‌خواند...


سهراب سپهری

 

نوشته شده در هفدهم آذر 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


مچکرم


باز هم من زنده ام ! آه ای خدا ! مچکرم !
باز باران بر غبار شیشه ها ! مچکرم !


بازهم بیداری و خمیازه و صبحی دگر
دیدن آینه و نور و صدا ، مچکرم !


بازهم یک سفره و یک چای داغ و نان گرم
فرصت دیدار تو دراین فضا ، مچکرم !


بار دیگر میتوانم بو کنم از پنجره
یاس خیس خانه همسایه را ، مچکرم !


گرچه در این وقت پر، گهگاه یادت میکنم
خاطرم جمع است میبخشی مرا، مچکرم!


منکه بی تسبیح و بی سجاده ام ، از من بگیر
این تغزل را بعنوان دعا، مچکرم ...

نوشته شده در دهم آذر 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


نفسم میگیرد


تو مرا ياد کنی يا نکنی


باورت گر بشود ، گر نشود 


حرفي نيست !


اما...


نفسم مي گيرد


در هوايی که نفس های تو نيست ...

سهراب سپهری

نوشته شده در ششم آذر 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


احساس های لازم


ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﻻﺯﻣﻪ ﺭﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻡ.

ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ.

ﻫﺮ ﭼﯽ ﻫﺴﺖ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﻧﺴﺨﻪ ﺿﻌﯿﻒ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯿﻪ ﮐﻪ ﻗﺒﻼ ﺩﺍﺷﺘﻢ ...

دیالوگی از فیلم ((her)) 

 

نوشته شده در بیست و نهم آبان 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


کامل ترین معنا برای عشق



گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی ست

این آتش از هر سر که برخیزد تماشایی ست

دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد

تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی ست

زیبای من ! روزی که رفتی با خودم گفتم

چیزی که دیگر برنخواهدگشت ، زیبایی ست

راز مرا از چشمهایم می توان فهمید

این گریه های ناگهان از ترس رسوایی ست

این خیره ماندن ها به ساعت های دیواری

تمرین برای روزهایی که نمی آیی ست

شاید فقط عاشق بداند «او» چرا تنهاست

کامل ترین معنا برای عشق ، تنهایی ست...

نوشته شده در بیست و هفتم آبان 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


یکی بود ...


بغضم گرفته ، وقتشه ببارم

چه بی هوا هوای گریه دارم

باز کاغذام با تو خط خطی شد

خدا! این حس و حالو دوس ندارم ...

 

همدم تنهائیام ، خداحافط... 

 

نوشته شده در بیست و سوم آبان 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


عالم ما


خوش آنکه از دو جهان گوشه ی غمی دارد

همیشه سر به گریبان ماتمی دارد

تو مرد صحبت دل نیستی ! چه میدانی

که سر به جیب کشیدن ، چه عالمی دارد...

صائب تبریزی

نوشته شده در بیستم آبان 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


بیمارستان


ناخوش شده ام ! درد تو افتاده به جانم

باید چه بگویم به پرستار جوانم؟

باید چه بگویم؟ تو بگو! ها؟ چه بگویم

وقتی که ندارد خبر از درد نهانم؟

تب کرده ام اما نه به تعبیر طبیبان

آن تب که گل انداخته بر گونه جانم

بیماری من عامل بیگانه ندارد

عشق تو به هم ریخته اعصاب و روانم

آخر چه کند با دل من علم پزشکی

وقتی که به دیدار تو بسته ضربانم

لب بسته ام از هرچه سوال ست و جواب ست

می ترسم اگر باز شود قفل دهانم ،

این گرگ پرستار به تلبیس دماسنج

امشب بکشد نام تو از زیر زبانم

می پرسد و خاموشم و می پرسد و خاموش

چیزی که عیان ست چه حاجت به بیانم...

بهروز یاسمی

نوشته شده در هجدهم آبان 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


وقتی امید میمیرد


خیلی از ماها به دوران کودکی بازگشته ایم و مانند بچه ها رفتار میکنیم

میدانی !؟

مساله این نیست که عمدا چنین تلاشی میکنیم

و یا اینکه کسی از این وضعیت آگاه است ؛

اما وقتی امید میمیرد ،

وقتی که میبینی کم ترین امکان امیدوار بودن را از دست داده ای ،

فضای خالی را با رویا ، افکار کوچک و بچگانه و قصه پر میکنی

تا بتوانی به زندگی ادامه بدهی !

حتی آدم هایی که بیش از همه سخت و خشن شده اند ، نمیتوانند از این حالت دوری کنند ؛

بی جنجال و مقدمه چینی ناگهان کاری را که دارند انجام میدهند ، رها میکنند ؛

مینشینند و از خواسته های درونی خود حرف میزنند...

کشور آخرین ها - پل استر

نوشته شده در یازدهم آبان 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


خواب و خیال


نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت 

 
کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد 

 
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت 


درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد 

 
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت


خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد 


که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت 


رفت و از گریه ی طوفانی ام اندیشه نکرد 

 
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت 


بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند

 
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

 
سایه!آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش


عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت...

هوشنگ ابتهاج

نوشته شده در نهم آبان 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


پروانه های مرده


پس شاخه‌های یاس و مریم فرق دارند

آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند

شادم تصور می‌کنی وقتی ندانی
لبخندهای شادی و غم فرق دارند

برعکس می‌گردم طواف خانه‌ات را
دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند

من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان
با این حساب اهل جهنم فرق دارند

بر من به چشم کشته عشقت نظر کن
پروانه‌های مرده با هم فرق دارند...

 فاضل نظری

نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |


غروب پاییز


دلم خون شد از این افسرده پاییز 


از این افسرده پاییز غم انگیز

غروبی سخت محنت بار دارد

همه درد است و با دل کار دارد

شرنگ افزای رنج زندگانیست

غم او چون غم من جاودانیست

افق در موج اشک و خون نشسته

شرابش ریخته ، جامش شکسته

گل و گلزار را چین بر جبین است

نگاه گل نگاه واپسین است

پرستوهای وحشی بال در بال

امید مبهمی را کرده دنبال

نه در خورشید نور زندگانی

نه در مهتاب نور شادمانی

فلق ها خنده ی بر لب فسرده

شفق ها عقده ی در هم فشرده

کلاغان می خروشند از سر کاج

که شد گلزار ها تاراج تاراج

درختان در پناه هم خزیده

ز روی بام ها گردن کشیده

خورد گل سیلی از باد غضبناک

به هر سیلی ،گلی افتاده بر خاک

چمن را لرزه ها در تار وپودست

رخ مریم ز سیلی ها کبودست

گلستان خرمی از یاد برده

به هر جا برگ گل را باد برده

نشان مرگ در گرد و غبارست

حدیث غم ، نوای آبشارست ...

فریدون مشیری

نوشته شده در بیست و دوم مهر 1393 توسط سياوش سالاریان | لينك ثابت |



صفحات سایت



منوي اصلي

صفحه اصلی
پست الكترونيك
آرشیو مطالب
پروفایل نویسنده


آرشیو ماهانه

آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آرشيو


آرشيو موضوعي

اشعار بنده حقیر
نقطه آغاز
تولد یک سالگی باران عشق
تولد دوسالگی باران عشق
تولد سه سالگی باران عشق
سوت پایان
طلوع دوباره


پیوندها

شاید من عاشقم
شهاب سنگی که به زمین نزدیک شد
عمری که به عاشق بودن گذشت
بچه های شهر بوشهر
بازی آنلاین و سرگرمی
love text
p-f-lovely
دو آس و پاس
دلم شکست
bia2aks98
تفریح و سرگرمی
یک قطره عشق
آوای سکوت
دست نوشته های تنهايي من
عشق معکوس
قاصدک
سلطان سایه ها
نفس بده تا برایت نفس نفس بزنم
کلبه من عاشق
Smile Of a Broken Angel
منه 16 ساله
ترجمه ی اهنگ های خارجی
همه چیز درباره ی جسی مک کارتنی
تنهايي
عشق - نفرت
میعادگاه باران
دلنوشته
دنیای من و تو
من زنده ام هنوز و غزل فکر میکنم
دختر زمستانی
عالیجناب عشق
م.مسافر
سوز دل
قاب عکس
تنهایی یه عاشق
کد آهنگ پیشواز ایزانسل
ضد دختر
دختر باران
My Virtual World
هر چی دلت بخواد
نبض دلتنگی
سخن روز
مطالب متنوع و جالب
شب های بارانی
من و تنهایی
رویای عشق
ادبیاتی شیرین تر از قند
تو بارون که رفتی
دریافت کد تغییر شکل موس
مدل لباس به سبک کره
مهندسین منابع طبیعی - مرتع و آبخیزی 90 فردوسی
madar
شاپرک سپید
دوستت دارم چون نان و نمک
my english class
نسیم کالج
گذشت و گذشت
تک ستاره*
عشق
تنها با خدا....زیر آسمان دلم
جاده عشق
هر چه میخواهد دل تنگت
و خدایی که دغدغه از دست دادنش را ندارم
فارسی اربیت
مطالب پیام نما
مجله اینترنتی فارسی گذر
وبلاگ فارسی گذر
welcome our friend
نوای نی
خرید عینک ریبن
håkåvåk¢
رنک افزا
پت و مت
اسیر تنهایی
عشق زیبا
تنهاي تنها


بنر ما و شما